فهرست پروژه ها
ادیت و ساخت یک فایل اکسل با اپدیت ماهانه
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
من یک فایل اکسل دارم که میخام فایل اکسل دیگری که ماهانه اعدادش اپدیت میشه هر زمان که خواستم بره اعداد رو بخونه و برام جای گذاری کنه و خروجی بده. فقط بسیار ادم با سلیقه میخام که فایل تمیز شیک بهم بده چون خودم یه کارایی رو انجام دادم میخام یکی با سلیقه فایل تمییز بهم خروجی بده
11 پیشنهاد 1,500,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
تحلیل بازگشت سرمایه و تعیین قیمت گزاری برای محصولات
فروش ، بازاریابی ، سئو و دیجیتال مارکتینگ
با سلام و احترام برای ارائه محصولات جدید نیازمند تحلیل بازگشت سرمایه با توجه به قیمت گزاری و قیمت گزاری استاندارد و بهینه برای محصولات هستیم. در صورتی که میتوانید قیمت گزاری بهینه و بازگشت سرمایه با توجه به قیمت ها و گزارشاتی از این قبیل را انجام بدهید، خوشحال میشیم از کمکتون استفاده کنیم.
1 پیشنهاد 2,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
پروژه سازه هاي بتن آرمه - طراحی سازه بتنی (مقطع کارشناسی (
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
پروژه برای مقطع کارشناسی هستش و ظرافت طراحی و دقیق بودن آنچنان برای من ملاک نیست. استاد دانشگام این چیزا هارو نیاز داره: ۱. قرار دادن فايل ايتبس و سیف با پسوند edb و .et$ ۲. قرار دادن فايل گزارش و محاسبات پروژه ۳. قرار دادن فايل نقشه اجرايي
3 پیشنهاد 1,500,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
۸۸۸
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
نام بازی:**«ساعت صفر: ریبون-۷»** > **هشدار:** این داستان حاوی صحنههای خشونت آمیز، ترس روانی و جزئیات گرافیکی مناسب برای بازیکنان بالای ۱۸ سال است. --- # فصل اول: شب معمولی، صدای غیرمعمول **ساعت: ۲:۱۵ بامداد** **مکان: برج اداری آسمان شرق، طبقه ۱۴، اتاق ۱۴۰۷ (امور مالی)** مرتضی، ۳۷ ساله، کارمند نمونهی شرکت «دادهپردازان شرق»، پشت میز پلاستیکی سفیدرنگی نشسته است. عکس پسرش «آرین» را روی میز گذاشته. مانیتور ۲۴ اینچی چشمک میزند. اکسل باز است. چشمانش قرمز از خستگی. > **مرتضی (با خودش):** «برو بابا این پرینتر لعنتی. شش بار پرینت گرفتم، باز هم کاغذش قروچه میکنه.» پرینتر لیزری HP، کنار اتاق، دوباره خطا میدهد: **Jam in Tray 2**. مرتضی بلند میشود. صدای کمرش میآید. چراغ سقفی اتاق ناگهان کوتاه میزند. سپس دوباره روشن میشود. ساعت مچی دیجیتال مرتضی نشان میدهد: **۲:۱۸**. صدایی از راهرو میآید. مثل **کشیده شدن میز فلزی روی موکت**. در ادامه، یک فریاد کوتاه، اما نه فریاد انسان عادی.更像是 صوتی که گلوی فردی پر از خون باشد. مرتضی سرش را بلند میکند. گردنش خشک شده. > **مرتضی:** «کی اونجاست؟ رحمانی؟ تو هستی رحمانی؟» رحمانی نگهبان شب است. معمولاً طبقه همکف مینشیند و قلیان ویدئویی میبیند. کسی جواب نمیدهد. ولی نور زیر درب اتاق، ناگهان یک سایه عبور میکند. سایه دوتکه نیست. شبیه انسانی که سرش ۴۵ درجه خم شده. مرتضی تلفن داخلی را برمیدارد. زنگ میزند. صدای قطعی. بعد صدای عجیبی: **نفس عمیق و خیس**. تلفن را میگذارد. > **مرتضی:** «باشه... فقط میرم در راهرو رو نگاه میکنم. حتماً رحمانی داره شوخی میکنه.» چراغ قوهی جیبی موبایل را روشن میکند. **باتری: ۳٪**. --- # فصل دوم: راهروی چشمها **ساعت: ۲:۲۱ بامداد** **راهروی طبقه ۱۴، ۱۲۰ متر طول، ۸ اتاق در دو طرف** مرتضی در را باز میکند. هوا سرد است. خیلی سردتر از حد نرمال. بوی عجیبی میآید. ترکیب خون، ازن (مثل بوی دستگاه کپی) و یک شیرینی ناخوشایند. راهرو تقریباً تاریک است. فقط چراغهای اضطراری که نور سبز رنگی میدهند، روشن هستند. ده قدم برمیدارد. کفشهایش روی موکت صدا نمیدهد. خوب است. میرسد به **اتاق ۱۴۰۴** (بایگانی). در آن نیمه باز است. چیزی داخل آن حرکت میکند. مرتضی چراغ قوه را میگیرد داخل اتاق. روی زمین: **انبوهی از پروندههای پاره شده**. وسط آن، یک کفش مردانه مانده. سایز ۴۲. پاشنهاش خونین است. > **مرتضی (نجوا):** «این کفش رحمانی بود... نه، رحمانی پوتین نظامی میپوشه. این کفش... مال مدیرعامل بود.» صدای تق تق پاشنه روی کاشی از انتهای راهرو میآید. بعد قطع میشود. بعد دوباره، سریع تر. مرتضی برمیگردد. کسی نیست. اما روی دیوار انتهایی راهرو، اثر دست خونی است. پنج انگشت. خیلی بلند. انگار دست انسان ۳۰٪ بزرگتر شده. ناگهان، **چراغ راهرو یک دفعه خاموش میشود**. فقط نور سبز اضطراری میماند. ولی آن نور هم میلرزد. صدایی از پشت سر مرتضی: **خش خش، خش خش**. برمیگردد. **هیچی**. برمیگرداند سرش به سمت جلو. صورت یک موجود، ۱۰ سانتی متر با صورتش فاصله دارد. **زامبی طبقه ۱۴** را میبیند. --- # فصل سوم: اولین رویارویی (آموزش بقا) این موجود قبلاً خانم «شهلا» از دبیرخانه بوده. موهای جوگندمیاش ریخته. چشم چپش کدر و شیری، چشم راستش مردمک ندارد. رگهای بنفش روی صورتش کشیده شده. دهانش باز است. در دهان: خون لخته، زبانش دو شاخه شده. زامبی جیغ نمیکشد. فقط سوت مانندی از گلویش بیرون میآید: **هیییییی**. مرتضی عقب میپرد. میخواهد بدود ولی پایش به موکت میپیچد. نقش بر زمین میشود. کف دستش میترکد. زامبی با حرکتی غیرعادی (زانوها خم به بیرون، بازوها آویزان و کج) به سمت او میآید. مرتضی عقب میخزد. دستش میخورد به یک صندلی چرخدار. صندلی را پرتاب میکند سمت زامبی. زامبی میافتد زمین. ولی بلافاصله مثل مار از ناحیه کمر خم میشود و بلند میشود. > **مرتضی (با صدای بلند):** «تو رو خدا... شهلا خانم... من قهوه تلخ برات بردم هر روز...» زامبی جواب نمیدهد. فقط راه میافتد به سمتش. مرتضی میدود سمت پله اضطراری. در فلزی سنگین را باز میکند. زامبی از پشت، چنگ میزند به یقه کت مرتضی. پارچه پاره میشود. مرتضی خودش را میکشد داخل پله. در را میبند. چفت فلزی را میکشد. صدای زامبی: پنجه کشیدن روی فلز. بعد... سکوت. قلب مرتضی ۱۴۰ میزند. نفس نفس میزند. موبایلش را نگاه میکند. **سیگنال: صفر. باتری: ۲٪**. نوار راه پله تاریک است. پایین را که نگاه میکند، ته چاهی بینور. بالا را نگاه میکند، تا طبقه ۳۶، فقط پلههای مارپیچ آهنی و صدای وزش باد. > **مرتضی:** «فقط باید برسم بیرون. توی پارکینگ ماشینه. فقط... فقط باید برسم طبقه همکف.» اما طبقه همکف یعنی رد شدن از طبقات ۱۳ تا ۱. و هر کدام پر از ناشناخته. --- # فصل چهارم: قانون اول – سروصدا ممنوع **ساعت: ۲:۲۷ بامداد** **پله اضطراری، بین طبقه ۱۴ و ۱۳** مرتضی کف کفشهایش را با دستمال کاغذی که از جیب درمیآورد، تمیز میکند. دیگر صدا نباید بدهد. کند و با احتیاط پایین میرود. هر ۱۰ پله، میایستد و گوش میدهد. طبقه ۱۳: **بخش فروش بینالملل**. در پله به سمت طبقه نیمهباز است. از لای در، نور مهتابی میآید. و یک صدای عجیب: **تلق تلق تلق** مثل کسی که با مداد روی میز میزند، اما بیست تا مداد همزمان. مرتضی از لای در نگاه میکند. در راهروی طبقه ۱۳، **چهار زامبی** نشستهاند پشت میزهایشان. مثل اینکه مشغول کارند. ولی سرهایشان ۱۸۰ درجه چرخیده به سقف. دستهایشان روی کیبورد است و انگار بیاختیار ضربه میزنند. مانیتورها سیاه هستند. یکی از زامبیها ناگهان میایستد. سرش را به آرامی میچرخاند به سمت در. مرتضی نفسش را حبس میکند. عقب میکشد. در را بدون صدا میبندد. از پلهها پایینتر میرود. طبقه ۱۲، ۱۱، ۱۰ – همه درها بسته. خوب است. اما بوی تند خون تازه از طبقه ۹ میآید. طبقه ۹: در کاملاً باز. داخل تاریک. فقط صدای **مکیدن** میآید. مرتضی چراغ قوه را روشن میکند. باتری موبایل در حال اتمام است: **۱٪**. نور میاندازد داخل: موجودی روی زمین نشسته و دارد از بازوی یک نفر تغذیه میکند. فرد دیگر هنوز زنده است. ضعیف دستش را بلند میکند. > **فرد مجروح (با صدای گرفته):** «فرار کن... نکشش، فرار کن... اینا... باهوشان...» زامبی سرش را بلند میکند. چشمانش کاملاً سیاه است. خون از چانهاش میچکد. ناگهان با سرعت باورنکردنی چهار دست و پا میدود به سمت در. مرتضی در را میکوبد میبندد و با سرعت هرچه تمامتر پایین میدود. صدای برخورد جسد زامبی به در. یک بار. دو بار. در خم میشود. > **مرتضی:** «خدایا خدایا خدایا...» میرسد به طبقه ۶. اینجا **راهروی آسانسور** است. در آسانسور باز میشود. هوش مصنوعی آسانسور با صدای شاد زنانه: > **آسانسور:** «خوش آمدید. در حال حرکت به طبقه همکف. لطفاً برای ایمنی، ماسک بزنید.» مرتضی وارد میشود. دکمه همکف را میزند. درها بسته میشوند. آسانسور شروع به حرکت میکند. بین طبقه ۴ و ۳، آسانسور ناگهان میایستد. چراغ قرمز روشن میشود. از بالای آسانسور، صدای خراش میآید. چیزی روی سقف کابین راه میرود. بعد قطره خونی روی شانه مرتضی میچکد. سقف کابین، یک دست خونین از داخل آویزان میشود. --- # فصل پنجم: کابوس کابین مرتضی بیحرکت میایستد. دستی که از سقف آمده، پنجه بسته است. ناخنهایش سیاه و بلند. بوی گندیدگی شدید میشود. دست، مشتش را باز میکند. داخلش یک **کارت شناسایی** است. عکس: رحمانی (نگهبان). در قاب خون ریخته. سپس سقف آسانسور با یک ضربه شدید کنده میشود. صورت رحمانی –نصف صورتش کنده شده، استخوان فک نمایان است– از سوراخ پایین میآید. مرتضی بیاختیار فریاد میزند: **«رحمانی لعنتی! منم مرتضی! یادت میاد؟!»** رحمانی واکنشی نشان نمیدهد. فقط آهی میکشد و خودش را از سقف پایین میاندازد توی کابین. مرتضی چاقوی کاتر جیبیاش را درمیآورد. یک ضربه به شقیقه رحمانی میزند. چاقو میشکند. هیچ اثری ندارد. زامبی-رحمانی گردن مرتضی را میگیرد و فشار میدهد. چشمان مرتضی پر از خون میشود. نفسهای آخر. در همین لحظه، آسانسور ناگهان سقوط آزاد میکند. هر دو به سقف کابین پرت میشوند. زامبی رها میکند. آسانسور در طبقه منفی ۱ با ضربه مهیبی میایستد. درها باز میشوند. مرتضی از کابین بیرون میخزد. بیهوش میشود. --- # فصل ششم: بیداری در جهنم طبقه منفی **ساعت: ۳:۰۲ بامداد** **طبقه منفی ۱: آزمایشگاه محرمانه شرکت** مرتضی روی زمین سرد سیمانی بیدار میشود. دهانش خشک. پهلو درد میکند. حداقل دو دندهاش ترک خورده. دور و برش تاریک است. ولی نور قرمز چشمکزنی از انتهای راهرو میآید. روی دیوار نوشته: **«ریبون-۷ – سطح ۴ ایمنی زیستی»**. بلند میشود. راهرویی به طول ۵۰ متر. دو طرفش قفسهای فلزی با برچسب **موش، خرگوش، پستانداران غیرانسان**. بیشتر قفسها خالیاند. بعضیها از داخل خون پاشیده شده. یکی از قفسها هنوز بسته است. داخلش یک موش سفید هست. ولی موش چهار چشم دارد. و دو تا از چشمها مردمک قرمز. موش به مرتضی خیره میشود. ناگهان سرش را ۱۸۰ درجه میچرخاند. > **مرتضی:** «اینجا چی کار میکردن...» صدای قدم سنگین از ته راهرو. نور چراغ قوهی نظامی. یک مرد با لباس ضد شیمیایی کامل، پشت شیشه سکوریت دیده میشود. کلاه شفاف دارد. صورتش عرق کرده و ترسیده. > **مرد ناشناس (از بلندگوی لباس):** «تو زندهای؟ چطور زندهای؟ ریبون-۷ هوابرد شده... باید تا ۴ دقیقه دیگه علائم بزنی.» > **مرتضی:** «من چیزی نفهمیدم. فقط میخوام برم بیرون.» > **مرد ناشناس:** «بیرون؟ بیرون یعنی شهر. ویروس ساعت ۱:۳۰ از این ساختمان رها شده. همه جا... همه جا مردههاشون دارن برمیگردن. تو ساختمون بمون. طبقه منفی ۳ واکسن داره. میتونی نجات پیدا کنی.» قبل از اینکه مرتضی حرف بزند، مرد ناشناس پشت شیشه، ناگهان چشمانش سفید میشود. لباسش را میکند. صورتش زیر نقاب: رگهای برآمده سبز. تبدیل شده در حال حرف زدن. > **مرد تبدیلشده:** «ریبووون... هفت... هفتاد درصد...» شیشه را با مشت میشکند و به سمت مرتضی میپرد. --- # فصل هفتم: دویدن برای زندگی (اکشن محض) از این نقطه، بازی وارد حالت **تعقیب و گریز بیامان** میشود. مرتضی باید بدود بدون نگاه به عقب. **لحظه به لحظه:** 1. مرتضی از راهروی قفسها به سمت راست میدود. موجود جدید (ریسر/دونده) چهار دست و پا از دیوار بالا میرود و از سقف به دنبالش میآید. 2. مرتضی وارد **اتاق سرور** میشود. کابینتهای بلند، چراغ چشمکزن. صدای فن. از بین کابینتها، چند دست باریک و استخوانی بیرون میآید. مرتضی چاقوی آشپزخانهای (که از یکی از قفسها برداشته) را تکان میدهد. دستها عقب میروند. 3. وارد **آزمایشگاه مرکزی** میشود. روی میز، لپتاپی روشن است. فیلمی از یک دانشمند پخش میشود: *«ما اشتباه کردیم. ریبون-۷ از موش به انسان پرید. واکسن در دمای زیر صفر در طبقه منفی ۳ نگهداری میشود. رمز درِ اتاق: ۱۸۳۰، تاریخ تولد دخترم...»* قبل از اتمام حرف، همان دانشمند از بیرون کادر به لپتاپ حمله میکند و صفحه سیاه میشود. 4. مرتضی میدود سمت پلههای منفی. موجود دونده از پشت، پای مرتضی را میگیرد. مرتضی میافتد و با یک کپسول آتشنشانی به سر موجود میکوبد. ضربه اول بیاثر. ضربه دوم جمجمه میشکند. موجود برای ۵ ثانیه میلرزد. مرتضی فرار میکند. 5. میرسد به در طبقه منفی ۳. در فلزی ضد انفجار. صفحه کلید عددی. دستانش میلرزد. عددها را میزند: ۱۸۳۰. **خطا! سه مرتبه باقیمانده** مرتضی یادش میآید دانشمند گفت تاریخ تولد دخترم. فرض میکند: ۱۸۳۰ شاید تاریخ باشد؟ تولد دختر دانشمند؟ نه. دوباره تلاش: ۲۰۰۵ (تاریخ تقریبی دختر ۱۰ ساله؟) **خطا! دو مرتبه باقیمانده** موجود دونده از انتهای راهرو بلند میشود. میآید. مرتضی: «باشه باشه... تاریخ تولد... دخترم آرین ۱۳۹۲/۰۴/۱۲... ۰۴۱۲...» میزند ۰۴۱۲. **در باز میشود.** مرتضی وارد میشود. در را میبندد. قفل الکترونیکی میشود. موجود بیرون به در میکوبد، ولی نمیتواند باز کند. --- # فصل هشتم: قلب سردخانه **ساعت: ۳:۴۱ بامداد** **طبقه منفی ۳، سردخانه واکسن** فضای داخلی سفید و سرد. بخار از دهان مرتضی بلند میشود. قفسههای فلزی پر از ویالهای کوچک. برچسب **ریبون-۷ - واکسن غیرفعال شده**. ناگهان صدایی از ته سردخانه: **قدم، قدم، قدم**. یک زامبی دیگر. ولی این فرق دارد. قدش ۲ متر و ۳۰ سانتیمتر است. به دیوار خم شده. پشتش باز است و ستون فقراتش شبیه یک مار از جای خود بیرون زده. چشم ندارد. ولی گوشهای بزرگ و سوراخهای بینی باز. > **مرتضی (با خودش):** «بوی من رو حس میکنه... باید واکسن رو بردارم و برم بیرون.» آهسته واکسن را از قفسه برمیدارد. سرنگ خودکار روی دیوار پیدا میکند. واکسن را به بازویش میزند. چند ثانیه بعد، حالش بهتر میشود. زخمهای سطحی دستش بسته میشوند. زامبی بزرگ سرش را بلند میکند. میآید به سمت مرتضی. مرتضی دو ویال اضافه برمیدارد برای بعد. از در پشتی سردخانه خارج میشود. وارد راهرویی میشود که به **پارکینگ طبقه منفی ۲** منتهی میشود. --- # فصل نهم: آخرین راه فرار – پارکینگ مرگ **ساعت: ۴:۰۵ بامداد** **پارکینگ طبقه منفی ۲ (معمولاً مخصوص مدیران)** پارکینگ خلوت است. ۳۰ ماشین. بیشترشان قفل هستند. نور فلورسنت بالای سر میلرزد. روی دیوارها نوشته با خون: **«به طبقه همکف نرو. همه جا زامبی»** – خط خطی شده – **«آتش کمپ»** – خط خطی شده – **«بیا پایین»**. مرتضی کلید ماشین خودش را که جا گذاشته بود در جیب پیدا میکند. ماشین سمند سورن سفید. دکمه را میزند. ماشین چشمک میزند. صدای باز شدن قفل. همین صدا کافی است. از زیر چند ماشین، دستها بیرون میآیند. از پشت ستون، صورتها. حداقل **۲۰ زامبی** در پارکینگ هستند. مرتضی میدود. یکی از زامبیها از پشت یقهاش را میگیرد. مرتضی با آرنج به صورتش میزند. خون و دندان روی زمین میریزد. میرسد به در ماشین. باز میکند. میپرد داخل. قفل مرکزی را میزند. موتور را روشن میکند. زامبیها دور ماشین حلقه میزنند. شیشهها را میشکنند. دستها از شیشه شکسته داخل میآیند. مرتضی دنده عقب میگیرد. چند زامبی زیر چرخ میروند. فرمان را میچرخاند. به سمت رمپ خروجی میرود. رمپ به طبقه همکف. --- # فصل دهم: طلوعی که نیست **ساعت: ۴:۵۰ بامداد** **لابی ساختمان – جلوی در اصلی** مرتضی با ماشین از رمپ بیرون میزند به لابی شیشهای عظیم. نور ماه از شیشههای سقف میآید. تمام لابی پر از زامبی است. صدها نفر. در اصلی (شیشهای کشویی) باز است. بیرون، خیابان. شهر. اما آسمان قرمز است. آتش سوزیهای زیاد. صدای آژیر قطع شده. یک هلیکوپتر نظامی بالای ساختمان دیده میشود. بلندگو: > **هلیکوپتر:** «هر فرد زندهای در ساختمان، خود را به پشت بام برساند. عملیات تخلیه تا ۱۵ دقیقه دیگر.» مرتضی نگاه میکند به لابی پر از زامبی. بعد نگاه میکند به آسانسور سرویس که به پشت بام میرود. اما آسانسور خراب است. فقط پله اضطراری طبقه ۳۶. وارد پله میشود. بالا میرود. طبقه ۲۰، ۲۵، ۳۰. هر چه بالاتر، زامبی کمتر. ولی هوا گرمتر و دودآلودتر میشود. آتش سوزی در طبقات بالایی. میرسد به طبقه ۳۵. در باز است. شعله میبیند. نمیتواند از آن عبور کند. مجبور میشود از راهروی طبقه ۳۵ به آسانسور باربری برود. آسانسور باربری کار میکند. سوار میشود. میرود طبقه ۳۶. در باز میشود. پشت بام. --- # پایان: انتخاب **ساعت: ۵:۱۲ بامداد** **پشت بام ساختمان، نزدیک هلیپد** هلیکوپتر روی پشت بام نشسته. دو سرباز با لباس ضد شیمیایی. یک دانشمند غیرنظامی. > **دانشمند:** «واکسن داری؟ به ما بده. تو هم میتونی سوار بشی.» مرتضی دو ویال را نشان میدهد. ناگهان یکی از سربازها به زمین میافتد. چشمانش سفید میشود. تبدیل شده. سرباز دوم به او شلیک میکند ولی صدای شلیک، دهها زامبی را از پایین ساختمان به سمت پشت بام جذب میکند. آنها از پلهها بالا میآیند. از دیوارهای جانبی. دانشمند فریاد میزند: «واکسن رو بده!» **دو انتخاب پایانی (در بازی، بازیکن انتخاب میکند، در داستان هر دو را مینویسیم):** **انتخاب اول (شرورانه/ بقا):** مرتضی واکسن را نمیدهد. سوار هلیکوپتر میشود. سرباز سالم خلبانی میکند. هلیکوپتر بلند میشود. پایین شهر را میبیند: میلیونها زامبی. دانشمند میگوید: «واکسن رو بده تا تکثیرش کنیم.» مرتضی نگاه میکند به عکس آرین روی داشبورد ماشین که همراهش آورده. «آرین توی شهره... من باید برگردم». هلیکوپتر به سمت شرق دور میشود. پایان باز. **انتخاب دوم (قهرمانانه/ فداکاری):** مرتضی واکسن را میدهد به دانشمند. دانشمند داخل هلیکوپتر میرود. سرباز به مرتضی میگوید: «جا هست، بیا». ولی زامبیها به هلیکوپتر حمله میکنند. مرتضی در را میبندد به روی خودش و با یک تبر آتشنشانی با زامبیها میجنگد تا هلیکوپتر بلند شود. هلیکوپتر میرود. مرتضی روی پشت بام تنها میماند. خورشید در حال طلوع است. اما زیر نور خورشید، زامبیها نمیمیرند. فقط بیشتر دیده میشوند. مرتضی چاقو را برمیدارد. به سمت لبه پشت بام میرود. پایین، دریایی از موجودات. آخرین نما: صورت مرتضی، اشک، لبخند. **قطع به سیاهی**. صدای یک کودک: «بابا...» پایان.
3 پیشنهاد 15,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
صندوق
یک برنامه خرید صندوق طلا برای گوشی موبایل طراحی شود که ما مشخصات مشتری را وارد کنیم و حساب کاربری مشتری تعریف شود. هربار خرید و فروش مشتری را بتوانیم درآن ثبت کنیم، به این صورت که تاریخ را خود برنامه وارد کند ما مبلغ خرید را وارد کنیم و نرخ لحظه ای طلا را ثبت کنیم برنامه با تقسیم مبلغ بر نرخ وزن طلای خریداری شده را محاسبه و ثبت کند و در ستون جمع کل نیز مجموع وزن خریداری شده توسط مشتری بصورت خودکار محاسبه شود. یک بخش فروش نیز داشته باشد که اگر مشتری بخشی از وزن خریداری شده را فروخت ما نرخ و مبلغ را وارد کنیم و وزن فروش و وزن کل محاسبه شود.
3 پیشنهاد 200,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
شبیه سازی ترانسفورمتور توزیع در کامسول
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
پروژه شبیه سازی یک ترانسفورماتور توزیع بر اساس یک نمونه واقعی و پر کاربرد شبکه توزیع برق و بررسی تاثیر افزایش دمای محیط و لایه آلودگی روی پره های رادیاتور به صورت تاثیر مجزا و تاثیر همزمان این دو عامل بر دمای داخلی ترانس و هات اسپات و ضریب بارگذاری ترانسفور ماتور مشاهده و تحلیل شود. این تحلیل باید با سناریو های مختلف دمایی و لایه های مختلف آلودگی انجام شود.
1 پیشنهاد 3,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
بازی اوکی
تلفن همراه و دستگاه های هوشمند
صفر تا صد طراحی و انتشار بازی اوکی دقیقا مشابه و کپی لینکی که گذاشته ام با تغییراتی که مدنظر هست و باید اعمال شود. جزییات تغییرات مد نظر بعدا ذکر میگردد. لینک بازی مورد نظر؛ https://play.google.com/store/apps/details?id=net.peakgames.OkeyPlus
3 پیشنهاد 40,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
حل چند سوال مکانیک سیالات
کمک آموزشی
تعداد کمی سوال مکانیک سیالات هست که میخواهم در فرصت کوتاهی پاسخ داده بشه
11 پیشنهاد 600,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
منبع تغدیه
تلفن همراه و دستگاه های هوشمند
من یه منبع تغذیه پایدار 48 ولت 20 آمپر می خوام
2 پیشنهاد 10,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
پنل کنترل فرآیند برگزاری مناقصات
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
توضیحات کامل در فایل پیوست است.قبل از شروع پروژه می بایست معماری پروژه تهیه و به تایید کارفرما برسد پشته Python (Django) + React این ترکیب، «استاندارد طلایی» برای سیستمهای مدیریت فرآیند (Workflow) و داشبوردهاست. سمت سرور (Backend): Django (با زبان Python) پایتون خوانا و یادگیری آن بسیار سریع است. Django یک فریمورک «همه-چیز-در-یک-جا» (Batteries included) است که مدیریت کاربران، سطح دسترسی (RBAC)، دیتابیس، و پنل مدیریت را بهصورت آماده در خود دارد. مزیت برای پروژه : پیادهسازی سیستم ۵۰ کاربر همزمان و مدیریت نقشهای کاربری در Django فوقالعاده ساده و امن است. سمت کاربر (Frontend): React.js بهترین گزینه برای داشبوردهای تعاملی، نمودارهای پویا (مانند نمودار تأخیرات) و نوار وضعیت (Stepper). مزیت برای پروژه : تجربه کاربری نرم و سریع ایجاد میکند و با استفاده از کتابخانههایی مثل Chart.js یا Recharts به راحتی نمودارهای موردنیاز را رسم میکند.
3 پیشنهاد 20,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
ساخت هواپیما
تلفن همراه و دستگاه های هوشمند
هدف من این است که یک پروژه اجزای هواپیما ایجاد کنم
3 پیشنهاد 20,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
رسم خط برش برای چند طرح در کورل
گرافیک ، معماری ، ویرایش عکس و فیلم و چند رسانه ای
چند طرح دارم که باید براشون خط برش و پایه رسم بشه که جهت چاپ روی پلکسی به چاپخونه ارسال بشه برای استند و جاکلیدی
3 پیشنهاد 500,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
مقاله حسابداری
تولید محتوا ، نویسندگی و نگارش مقاله
مقاله حسابداری مروری موضوعش رو خودم مشخص میکنم کافیه شما با اصول مقاله نویسی اشنا باشین و به اینترنت بین الملل دسترسی داشته باشین تا از رفرنس های خارجی استفاده کنین باید زبان انگلیسی هم خوب باشه چون از مقالات خارجی باید استفاده کرد مقاله باید سطح بالا باشه باید خیلی روش کار بشه حتما باید دانش حسابداری داشته باشید بعد از مشخص شدن موضوع هم نهایتا تا ده الی پونزده روز فرصت نوشتن هستن
10 پیشنهاد 2,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
پروژه درس Cfd مهندسی مکانیک
تولید محتوا ، نویسندگی و نگارش مقاله
من این پروژه رو باید حدودا تا 20 خرداد تحویل بدم، میخوام یکی صفر تا صد کار رو انجام بده پاورپوینتش رو هم بزنه لازم هم نیست خیلی حرفه ای باشه پاورش، توضیحات پروژه: نكات پروژه 1- پروژه بايستى در نرم افزار متلب كد نويسى شود و معادلات ديفرانسيلى ode ايجاد شده با استفاده از روش هاى رانج كاتا حل شوند. 2- حل مساله يا استفاده از نرم افزارهايى مانند اسيس وفلوننت فقط بصورت كار مازاد قابل قبول است ولی اصل كار بايستى كد نويسى شود 3- گزارش کار پروژه بایستی مانند نوشتن یک مقاله ارائه شود یعنی دارای قسمت عنوان، نویسنده، چکیده، كلمات كليدی، مقدمه، تعريف مساله، فرمولاسيون، روش حل، نتايج و تحليل، جمعبندى و منابع و پیوست ها باشد. ارديهشت پروژه خاتمه بافته باشد كه بتوافيد ارانه بكنيد و پروژه را بصورت فايل ورده پی دى اف، وفايل هاى كدنويسى تحويل می دهيد. 4- هر پروژه بايستي بصورت پاورپوینت تبديل شود و سر كلاس براى ساير دانشجویان ارائه شود. مدت زمان ارائه هر نفر ٢٠ دقيقه مى باشد. كه براى ارائه بايستى حداكثر ٢٠ اسلايد آماده كنيد. بيان مسئله و مدل : جريان سيال كاملا توسعه يافته در دو لوله یكى افقى و يكى عمودى را در نظر بگيريد.(عکس آپلود شده) فرض كنيد رژيم جريان سيال آرام و پايا و دوبعدى باشد. حل جريان به صورت عددى قطر لوله D=10cm است. فرض كنيد قرار است ٥ ذره را در طول كانال دنبال كنيم. ذرات مانند شكل نشان داده شده است توزيع شده اند. مسئله رادر حالات زير حل كنيد. ١) سيال آب باشد در دماى محيط و شرایط استاندارد. ذرات حباب هوا باشند با قطر هاى ١ میكرومتر. ١ میليمتر. ١٠ ميليمتر ٢) سيال آب باشد در دماى محيط وشرايط استاندارد. ذرات روغن ISO-V632 با اندازه هاى ١ ميكرومتر. ١ ميليمتر و ١٠ ميليمتر 3) سيال روغن ISO-V632 باشد در دما و شرایط استاندارد ذرات آب با سايز هاى ١ميكرومتر و ١ ميليمتر و ١٠ ميليمتر 4) سيال روغن ISO-V632 باشد در دما و شرایط استاندارد ذرات براده آهن با اندازه هاى ١ ميكرومتر و ١٠ ميكرومتر و ١ ميلى متر
2 پیشنهاد 3,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
پایان نامه ارشد برق
تولید محتوا ، نویسندگی و نگارش مقاله
سلام به یه نفر نیاز هست که واقعا بلده باشه
4 پیشنهاد 1,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
مدیریت ویوو پخش زنده پلت فرم ایرانی
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
یه برنامه میخوام که بتونه با مدت زمان دلخواه و تعداد نفرات دلخواه بصورت مداوم ویوو فیک را در پخش زنده نگه داره. درپخش زنده پلت فرم ایرانی فعلا. شاید بعد از قطع اینترنت و وصل شدن اینترنت بین الملل نیاز به پخش زنده پلت فرم خارجی باشه. فعلا برای پخش زنده ایرانی . این یوزرهای فیک دارای اسم و قسمتی دارای پروفایل باشند که توجه را به خود جلب نکنه. حد اکثر ویوو 500 نفر قابل انجام باشه ولی موقع استفاده بشه تعداد و تایم موندن ویوورها تنظیم بشه. شروع بالا اومدن ویوو پله پله باشه برای عدم جلب توجه.میخوام برنامه شخصی سازی باشه گاها ثبت بشه کلا 50 ویوو وارد بشه مثلا. مدت زمان حضور ویوو دست خودم باشه مثال 5-6 ساعت. و سوالم اینه برنامه شما میشه روی سیستم خودم ران کرد یا نیاز به vps داره؟ در پخش زنده ها(لایو) این پلتفرم هم تعداد ویوو رو مینویسه هم قسمتی ک ایکون ادمک داره لیست اسامی حضار. پس باید برای هر ویوو داخل این پلتفرم یه اکانت ساخته بشه اسم براش تایین بشه و عکس پروفایل (چون لیست حاضران در لایو قابل مشاهده است). برای ساخت اکانت ها خودمم میتونم کمک کنم به شما. میخوام به محض ران برنامه بصورت پله پله اون ویوو فیک وارد بشن و دارای اسم و عکس پروفایل باشن. هر اسمی هر عکسی میخواد باشه. اسم های ایرانی یا شخصیت های گیم. -ورود و خروج ویوو ها پله پله باشه برای عدم جلب توجه -تعداد ویوو خودم بتونم تنظیم کنم(10-500 ویوو) -مدت زمان حضورشون در لایو خودم بتونم تنظیم کنم (1 ساعت تا...) -چون لیست حضار در لایو همیشه مشخصه چه کسانی هستند میبایست برای هر ویوو یه اکانت ساخته بشه اسم براش تایین بشه و عکس پروفایل داشته باشند
46 پیشنهاد 7,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
طراحی بازیی شبیه به فندق یا دیگر
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
میخوام رو کمترین تایم ممکن دستم بیاد بدون لگ و کیفیت عالی بدون خطا و غیره مجهز به پنل اختصاصی جهت مدیریت کامل بازی
3 پیشنهاد 30,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
برداشت انرژی امواج با سیستم دو بدنه و PTO
تولید محتوا ، نویسندگی و نگارش مقاله
با استفاده از حرکت نسبی بویه و اسپار که به سیستم pto خطی وصل هست انرژی برق تولید میشود و شبیه سازی این سیستم در نرمافزار star ccm باید انجام شود و همه خروجی ها اعم از توان و عرض جذب و... این پروژه برای پایان نامه باید دقیق و با گزارش مناسب انجام شود
0 پیشنهاد 2,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
ساخت برنامه کاهش حجم فایل
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
سلام.ابتدا فایل هایی مثل فیلم ، عکس ، صدا و ... تبدیل به باینری میشه . بعد باید سیستم اعداد رو مثلا ۸ رقم ۸ رقم جدا شناسایی و به اون اعدادی که می خواییم تبدیل و فایل رو ذخیره میکنه . مثلا تبدیل ۰۱۰۱۰۰۱۱ به عدد AE و دخیره فایل . و وقتی روی فایل کلیک بکنیم مثل زمانی که یک فازیل zip با راست کلیک باز میکنیم و با کلیک روی اون نمایش داده میشه ، این هم به اون صورت فراخوانی و نمایش داده بشه . شامل یک اپ کم حجم مدیریت و تنظیمات، سمت سرو و اپ کاربری هست
1 پیشنهاد 6,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
آیمان قاسمی نژاد
برنامه نویسی با زبانهای مختلف ، طراحی سایت و نرم افزار
سلام من میخواهم کانفیگ دوست کنیم
1 پیشنهاد 1,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها
پلان های خانه هوشمند پودمان ۵
گرافیک ، معماری ، ویرایش عکس و فیلم و چند رسانه ای
ی سری پلان هستش برای کتاب خانه هوشمند پایه ۱۱ ام رشته الکتروتکنیک (برق) پودمان ۵ ام ک شامل پلان های مختلف میشه چون داخل سایت نمیشه کل فایل هارو آپلود کرد صفحه ای ک پلان ها هستن رو مینویسم وpdf کتاب داخل کروم هست ص ۲۰۵ (پلان همبندی فونداسیون) ص ۲۰۶ (پلان همبندی طبقات و بام) ص ۲۰۷ (همبندی ستون ها ) ص ۲۱۳ (پلان و جدول شرح علائم ) ص ۲۱۵ (نقشه مربوط ب سامانه خورشیدی) برام اهمیت داره ک ی روزه انجام بشه و هر چه سریعتر باشه بهتره و برای سیو فایل از save as 2007 استفاده شه
6 پیشنهاد 10,000,000 تومان 5 ماه پیش
مهارت ها